اصفهانم
اومدم که پیش مامان باشم
زهرا مضطرب و ناراحته
1 افسرده است
آدمهای خونه و فامیل افسرده ان
دنبال بهانه برای غصه خوردن و ترحم خریدن میگردند
حالا دیگه تهران بیشتر حس خونه و آرامش بهم میده تا اصفهان
ش.ش مریضه
من نشستم و نگاه میکنم به آدم های دور و برم
ببخشید من واقعا نمیتونم برا همه تون غصه بخورم و از این حس بدی دارم
دلم تنگ شده
روزهایی که از دست میرن
لحظه هایی که تو راهن
مامان شور زندگی و خنده را فراموش کرده 1 هم نمیخواد به یاد بیاره
من دارم تلاش میکنم
خیلی دارم تلاش میکنم که از این مرداب خودم را نجات بدم
شاید که دارم تلاش بیهوده میکنم
برچسب:
نویسنده: آیلین جلالی